از سقوط تا صعود
#داستان قنبر❤️❤️ ?جوان کافری عاشق دختر عمویش شد. عمویش پادشاه حبشه بود . جوان نزد عمو رفت و گفت: عمو جان من عاشق دخترت هستم. آمده ام برای خواستگاری . ?پادشاه گفت: حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است. گفت: هرچه باشد من میپذیرم. ?شاه گفت: در شهر بدي ها… بیشتر »
نظر دهید »